برچسبها: ادبی
Passage / گذر
ميگذرم از هرچه میگذرد و میاندیشم...
عاشقانه ۲
تو در چشمان من
من در نگاهت
پر می شوم از تو
چون خود تو
و گام بر می دارم
تمام پیچ و خم باغ را
به امید تنها یک دیگربار
چیدن گلی از تو
برچسبها: ادبی
هفتم دیماه
برچسبها: ادبی, عشق, نامه به گل یاس
تیاتر: خنکای ختم خاطره
نمایش "خنکای ختم خاطره" به کارگردانی "نیما دهقان" رو از دست ندید.
این نمایش در تماشاخانه ایرانشهر (کنار خانه هنرمندان) هر روز ساعت ۵ عصر تا ۱۷ مهرماه اجرا می شه.
بازی علی سرابی و حمیدرضا آذرنگ خیره کننده است! همچنین هنگامه قاضیانی، الهام کردا، سعید چنگیزیان و ... نیز از دیگر بازیگرانش هستند.
قراردادن خودکار پست های وبلاگتون در فیسبوک
یه کشف تازه کردم!
اگر وبلاگ می نویسید و از فیسبوک هم استفاده می کنید، می تونید به فیسبوک بگید به صورت خودکار پست های بلاگتون رو به صورت Facebook Note دربیاره.
برای این کار در سیستم Notes (که در بخش Applications است) به برگه My Notes برید و از سمت راست Import a blog رو بزنید، حالا در برگه ای که میاد نشانی فید وبلاگتون رو بدبد. فیسبوک تمام پست های تا الانتون رو وارد نت ها می کنه و از این پس هم چند ساعت یک بار چک می کنه و اگه پست تازه ای داشته باشید اون رو وارد می کنه و لینکش رو هم روی دیوارتون برای دوستان می گذاره.
یک نکته این که فیسبوک هرچیزی درون فیدتون باشه رو می تونه وارد کنه پس اگر در تنظیمات سرویس وبلاگ نویسیتون گفته باشید تنها بخشی از تمام پست رو در فید قرار بده، در فیسبوک هم همون بخش برای هر نت ظاهر می شه (هرچند لینک به برگه اصلی اون پست وبلاگ، زیر نت هست)
اگر فیسبوک از نشانی فیدتون ایراد می گیره که شاید برای بعضی سرویس های وبلاگ ایرانی این جور بشه، نخست در feedburner.com نشانی واسط برای فیدتون درست کنید بعد اون رو به جای نشانی اصلی به فیسبوک بدبد.
برچسبها: وب
رویای نیمه شب
پرنده ای بر شاخه ای نشسته. باد گهگاه در لابه لای شاخه درختان می وزد و گاه شیطان در لابه لای من...
کسی فریاد می زند. کسی که تنها دستانش از آب بیرون است و آن آب تویی و گاه که نیستی... من تشنه غرق شدن هستم. پس دریای من باش تا تن به مرداب نزنم. دریای من باش. فریاد می زند "کسی دستان مرا نگیرد". او تشنه غرق شدن است، در همان دایره از دریای در شب که بازتاب ماه است. بازتاب ماه را بر هم می زنی، اگر که نباشد، اما این دست و پای زدن نجات یافتن نیست.. تو تشنه غرق شدن هستی، پس دریای تو خواهم بود پیش از آن که تن به مرداب زنی.
پرنده ای بال هایش را گشود...
باد در لابه لای یاس ها می وزد و گلبرگ های سپیدت را نوازش می دهد. یاس ها در دل آسمان شب چشمک می زنند و من خیره به آسمان نگاهشان می کنم." آیا سرانجام مرا خواب خواهد برد؟" با خود می گوید، درحالی که تو بر بالین بیمارش نشسته ای. تو تازه رفته ای و من ماه ها در بستر خواهم بود.
پرنده ای بالهایش را گشود و پرواز کرد...
باد زوزه می کشد. گویی می داند خبر بدی در راه است. این روزها همیشه می دانم پیش از آن که روی دهد. می دانم خبر بدی در راه است. همیشه پیش از آن که برود می دانستم و لا به لای تنم جولان گاه شیطان می شد. لحظه رفتن فرا رسیده است. من همچنان در بسترم و ناله می کنم و تو بر می خیزی...
پرنده ای بالهایش را گشود و پرواز کرد و گلی بر منقار...
مدت هاست دیگر ساحل دیده نمی شود. او با قایقش در دل دریا شناور است. هنوز خوب به یاد دارد. تک تک لحظه های بودنت را. اکنون سال ها از با تو بودن می گذرد و من هنوز خوب به یاد دارم آن تک لحظه های بودن را. آیا دوباره تو را خواهم دید؟ تشنه غرق شدن هستم. لبخند می زنم و به درون بازتاب ماه در دریا می پرم.
پرنده ای بالهایش را گشود و پرواز کرد و گلی بر منقار با خود سوی ماه برد.
برچسبها: ادبی
تیاتر: باغ شکرپاره
وقتی یک اثر هنری در کنار زیبایی، با شرایط زمانی و روحی جامعه هماهنگی پیدا می کنه، و درد دل های اون ها رو بیان می کنه ارزش و جذابیتش، هر دو بالا میره. این اتفاقیه که درباره نمایش "باغ شکرپاره" به کارگردانی استاد "قطب الدین صادقی" افتاده. یک نمایش با سبک روحوضی سنتی ایرانی، با طنز شیرین تلخ.
زمان رو از دست ندید و برای دیدنش بشتابید :-)
