Passage / گذر

مي‌گذرم از هرچه می‌گذرد و می‌اندیشم...

سفر: کاشان تا اصفهان - سه‌شنبه

00440010 باز از سفر می‌خواهم بنویسم. از زیباترین تکاپوی انسان. بردن چشم، گوش، تن و ذهن به نورستان‌ها و آواکده‌های نو برای دیدن‌، شنیدن، لمس و درکی نو.

خیلی سال بود با خانواده سفر نکرده بودم. فرصت خیلی خوبی بود. سه‌شنبه به راه افتادیم. هدف نهایی اصفهانه اما مانند هر هدف دیگه‌ای انتخاب راه و مسیر همپای هدف مهمه. تصمیم می‌گیریم از کاشان بگذریم. حدود ساعت ۵ پس‌ازظهر به کاشان می‌رسیم. همیشه فکر می‌کردم کاشان جز حمام فین و قتلگاه امیرکبیر چیزی نداره اما با صحبت با یکی از اهالی به اشتباهم پی می‌برم. از باغ فین و حمام آن که به شکل جالبی برای بازدید آماده شده دیدن می‌کنیم. یک کار خوب این بود که تندیس‌هایی از شخصیت‌های دوران امیرکبیر در جاهای گوناگون حمام قرارداده شده. مثلن صحنه قتل امیرکبیر در همان مکان که قتل روی داده با این تندیس‌ها شبیه‌سازی شده. یک زوج عرب که انگلیسی دست و پا شکسته‌ای بلد هستن با بچه‌های دوقلویشان روبروی همین منظره می‌نشینند تا یک عکس یادگاری خانوادگی ازشون بگیرم. از باغ فین بیرون می‌آییم و می‌دونیم که شب رو در کاشان می‌مونیم...

برچسبها:

نظر تا کنون

Anonymous میثم گفت...

سلام. چه طوری؟ امیدوارم خوب باشی.
شدی شانزده به دلایل زیر:

به جای "اما با صحبت" باید می گفتی
اما با سخن

به جای "آماده شده" باید می گفتی
فراهم شده

به جای "قرار داده شده" باید می گفتی
گذاشته شده

به جای "زوج عرب" باید می گفتی
دوتایی عرب

:)

August 6, 2008 9:12 AM  
Blogger محمد گفت...

:-)

August 6, 2008 10:15 PM  

نوشتن نظر

برگ نخست بلاگ