Passage / گذر

مي‌گذرم از هرچه می‌گذرد و می‌اندیشم...

سفر: کاشان تا اصفهان - پایان

...

امروز شنبه و روز پایان سفر است.

در نظر داشتیم تا امروز صبح زود به راه بیفتبم اما نمی‌توان از دیدار میدان نقش جهان گذشت. از میان بازار و با تماشای هنرهای دستی می‌گذریم تا به در امارت عالی‌قاپو می‌رسیم. پیش از سفر روی اینترنت از پدیده‌ای شگفت در راهروی ورودی این امارت خوانده‌ام و بسیار مشتاق آزمودن آنم. من در یک کنج راهرو ایستاده‌ام و مبین در کنج روبرو (روی دو سر قطر مستطیل راهرو) و هر دو رو به کنج. بسیار آهسته به گونه‌ای که از نرسیدن مستقیم صدایمان به هم اطمینان داشته باشیم با دیوار سخن می‌گوییم. صدای یکدیگر از میان دیوار کنج‌ها به گوش می‌رسد. بنا به سخن راهنمای امارت گویا مشخص نیست این پدیده خواسته ایجاد شده یا به صورت تصادفی. به هر حال بسیار جالب بود. به طبقه بالا می‌رویم و باز نگارگری‌های زیبا بر روی دیوار چشمانم را به خود می‌دوزد.

زمان کمی مانده و هرچه زودتر باید دو مسجد دور میدان را ببینیم. با عجله به راه می‌افتیم. هرچند پرشتاب اما تلاش می‌کنیم جایی از زیبایی و بزرگی معماری خیره‌کننده مسجدها را نادیده نگذاریم. زیباترین سقف‌هایی که تاکنون دیدم سقف‌های این دو مسجد بود که در بزرگی و زیبایی بی‌همتا هستند. می‌دانم دوربین قدیمی همراهم در نور کم عکس‌های خوبی نمی‌گیرد اما دو سه عکسی می‌گیرم.

سرانجام زمان بازگشت فرارسیده. با شهر بسیار زیبای اصفهان بدرود می‌گوییم و راهی می‌شویم؛ و باز سفری دیگر، سفر بازگشت...

پایان.

تمام عکس‌های سفر رو این‌جا ببینید.

برچسبها:

نظر تا کنون

Anonymous ناشناس گفت...

آقا منم باهات در مورد عظمت گیرای این دو مسجد موافقم، برای من که اون جا درس خوندم این چند پستت خیلی منو تو حس برد-علی

September 15, 2008 6:54 PM  
Anonymous javad گفت...

mohammad kashki aks az khodet ham mizashty,
delemmon tang shodeh mashty

September 16, 2008 11:14 AM  
Blogger محمد گفت...

به علی:
مخلصم!

به جواد:
عمو جواد ما که مثل شما دیدنی و خوشتیپ نیستیم! گفتم چهارتا عکس بذارم مردم رغبت کنن ببینن ;-)

September 16, 2008 9:11 PM  

نوشتن نظر

برگ نخست بلاگ