Passage / گذر

مي‌گذرم از هرچه می‌گذرد و می‌اندیشم...

بی‌خوابی

دیشب دوباره رخ داد. شاید یک سال از آخرین بار می‌گذشت. حس بسیار عجیبیه. گویا زمان‌هایی که مدت طولانی بی‌خوابی بکشم روی می‌ده. شب شماری از امتحان‌های دانشگاه و خیلی پیش‌تر دوران مدرسه هم زیاد رخ داده بود. به ویژه دوران پشت کنکور که برام دوران خیلی ویژه‌ای بود. (یادمه روی جلد دفتری که خاطره‌های دوران کنکور رو می‌نوشتم، نوشتم: "روزهای مقدس کنکور"!). حس بسیار عجیبیه. تو یه حالت خواب و بیداری در یک لحظه حالتی روی می‌ده که جسم رو از جایگاهی بیرون از جسم ورانداز می‌کنی. جسم خودت و به صورت کلی جسم آدمی رو. نوعی تمایز و جدایی بین خود و جسم احساس می‌شه. درک می‌شه. آدم خیلی چیزها رو می‌دونه و ممکنه درباره‌اش بیندیشه یا بگه؛ اما احساس کردن و درک کردن از دانستن جداست. در این هنگام این جدایی رو حس می‌کنی. می‌بینی. اما دیوانه‌کننده‌ترین بخش ماجرا اینه که در اوج این جدایی، می‌بینی تو تار و پود این جسم هستی. دو موجود کاملن جدا، کاملن در هم رفته. بیشتر زمان‌هایی که این حالت پیش می‌آد به دستم نگاه می‌کنم، با شور و شگفتی کسی که چیزی رو برای نخستین بار می‌بینه انگشتان رو دنبال می‌کنم و شگفتیم با حرکت دادن انگشت اشاره به اوج می‌رسه. "آخه چه جوری داره حرکت می‌کنه؟"، "این چیه؟"... این‌ها پرسش‌هایی هستند که به سرعت از ذهن می‌گذرند. جوری به بدنت نگاه می‌کنی که گویی به یک دستگاه ساخته شده جالب. به موتور یک ماشین. به یه گوشی همراه. اما حالا تو خود این موتور هستی. خود این گوشی همراه...

برچسبها:

آشفتگی

گفتن از تاریکی رو دوست ندارم. گفتن از سرما، از غم و غصه، از درد و رنج رو هم. گلایه از زمین و زمان و شاکی بودن رو هم. اما امشب آشفته‌ام. آشفتگی برام همسفر تازه‌ای نیست. یک آشنای قدیمیه. اما امروز یه جور دیگه بود. دیشب خوابیدنم هم. بیدار شدنم هم. تا الان که لختی از بامداد روز جشن اسپندارمذگان گذشته. روز عشق. واژه عشق برای هرکسی پر از رنگهای شاد و غمگینه. پر از خاطره‌های شیرین و تلخ. برای من هم. برای هر کس داستانی داره و برای من هم. داستانی که برگهاش رو امروز ورق می‌زنم و می‌اندیشم. وجود یک انسان در هر لحظه برآیندیه از ابتدا تا اون لحظه. روی زمان از منفی بینهایت تا آن‌جا. تمام گذشته‌ی یک نفر در چیزی که اینک هست نقش داره. اثر برخی رویدادها چشمگیرتره، و برخی اونقدر بزرگ که تاثیر خیلی از دیگر رویدادها در برابرشون ناچیزه. مانند بی‌نهایت و شماره‌های دیگه. برای بعضی‌ها عشق یکی از این بینهایت‌هاست. برای من هم. اون چیزی که هستم رو مفهوم این واژه ساخته. دارم از دگرگونی سخن می‌گم. از دگرگونی‌های بزرگ. دارم از قطره می‌گم و از دریا. از پایین و از پرواز بالای ابرها. عشق چهره‌های گوناگونش رو نشون می‌ده. غم و شادی. سپیدی و سیاهی. روشنی و تاریکی. آسایش و رنج. آرامش و آشفتگی. همین‌طور که پیش می‌ره انسان به جایی می‌رسه که این واژه‌ها کم کم درهم رفته می‌شن. کم کم به هم نزدیک می‌شن و سرانجام در ریشه یک چیز می‌شن. دیگه انگار فرقی نمی‌کنن. اما امشب من آشفته‌ام و این آشفتگی شباهتی به آرامش نداره. به ناآرومی‌های قدیم می‌مونه. دوره از آرامش، خیلی دور. من عشق رو گم کردم. بزرگی رو هم. دریا رو هم. برگهای دفتر گذشته رو ورق می‌زنم و می‌بینم رویداد دردناکی رخ داده. حقیقت تلخی در لابه‌لای این دفتر، جای‌به‌جایش نوشته‌شده. توی تموم زندگیم تقریبن تمام کسانی رو که دوست داشتم، رنجاندم. خواستم شاد کنم و غم هدیه کردم؛ و غمگین شدم. کاش برای دیدن درخت شادی، بذری نمی‌کاشتم که امروز جای شادی، در مزرعه دل کسانی که دوست داشتم و دارم، کسانی که به من کمک کردند که عشق رو ببینم، که اون رو بپرورم تا من رو بپرورونه، که از قطره تا دریا رو سفر کنم، تا از پایین تا بالای ابرها پر بکشم، تا در دل تاریکی شمعی روشن کنم و حتی ماهی. در مزرعه دل کسانی که عشق رو با قلم اون‌ها نقاشی کردم، امروز میوه رنج ببینم. ای‌کاش. حتی نمی‌دونم پشیمانم یا نه. اگر آره، از چی؟ اما این رو می‌دونم که باید درد بکشم. شایسته این سوختنم تا من رو دوباره پاک کنه. تا چشمهام رو پاک کنه. تا بتونم عشق رو باز ببینم. بزرگی رو هم. شادی رو هم، دریا رو هم... همچون همیشه تشنه سفرم. رویاش نگهم می‌داره. تا در سفر باز عشق را بیابم، بزرگی را هم، دریا را هم، ...

وب: فرهنگ واژه Merriam-Webster

برای دوستانی که به یادگیری زبان انگلیسی علاقه‌مندند یک سایت مفید و جالب پیشنهاد می‌کنم:

http://www.merriam-webster.com

این سایت یک فرهنگ واژه برخط (online) مانند خیلی سایت‌های مشابه دیگر است، اما نکته جالب آن‌ بخشی است با نام "واژه روز" (Word of the Day) که در هر روز یک واژه انگلیسی ارایه می‌کند و روش تلفظ و کاربرد آن را نیز با یک جمله نمونه آموزش می‌دهد. همچنین توضیح مختصری درباره تاریخچه آن واژه و چگونگی ورود آن به زبان انگلیسی را نیز بیان می‌کند. پیوند به این بخش در شکل با شماره ۱ مشخص است. نکته مهم، این‌که برای هر واژه همین مطالب به صورت فایل شنیداری (mp3) نیز ارایه می‌شود که به یادگیری تلفظ و مهارت شنیدن آن کمک می‌کند. مطالب با لحجه آمریکایی بیان می‌شوند. این فایل با کلیک روی شمایل بلندگو که در شکل با شماره ۳ مشخص شده در اختیار شماست.

عکس سایت - برای دیدن عکس در اندازه بزرگ کلیک کنید

برای استفاده بهتر و آسان‌تر از این سایت، به جای سرزدن روزانه، از RSS Feed آن استفاده نمایید. جالبه بدونید به Feedهایی مانند این که مطالب خود را به صورت فایل صوتی ارایه می‌کنند Podcast گفته می‌شود. اگر برنامه خبرخوان شما پشتیبانی لازم را داشته باشد (مانند Google Reader) بدون دانلود فایل صوتی نیز می‌توانید آن را گوش کنید. دو پیوند که در عکس با شماره ۲ علامت‌گذاری شده نشانی سیستم خبردهی سایت را ارایه می‌کنند (هر دو یک نشانی هستند).

در پایان این‌که در نوار بالای سایت به سایت‌های تابع دیگر پیوند داده شده‌است. دو تا از آن‌ها با شماره ۴ در عکس مشخص شده‌اند. یکی با نام Learner’s هم یک واژه در روز و درس‌هایی برای آموزش و افزایش مهارت انگلیسی دارد و دیگری با نام Visual یک فرهنگ‌واژه تصویری است.

برچسبها: ,