Passage / گذر

مي‌گذرم از هرچه می‌گذرد و می‌اندیشم...

تیاتر: حسنی و دیو راه باریک پشت کوه

شاید آغشته به تعصب باشه، اما به نظرم هر کاری که نشانی از تاریخ و ریشه‌های ایرانی خودمون داره به دل می‌شینه. احساس صمیمیت و نزدیکی داره. این همون اتفاقی است که در نمایش "حسنی و دیو راه باریک پشت کوه" افتاد. داستان ایرانی، اجرای ایرانی، طنز ایرانی و موسیقی زنده ایرانی. این نمایش به نویسندگی و کارگردانی "افشین هاشمی" (شازده چلمن میرزای تیاتر "افرا") پدید آمده و خود وی، هدایت هاشمی (سرکار خادمی "افرا")، علیرضا ناصحی، میثم یوسفی و ستاره امینیان برخوانان آنند.

حال و هوای شاد و تازه‌ای داشت. اجرای موسیقی زنده با سه تار، کمانچه و دف که از سوی خود بازی گران انجام می شد کمک زیادی به ایجاد این فضا می‌کرد.

داستان نمایش: در زمانی که مدتیه کسی فرشته رویا رو از شهر دزدیده و مردم شهر دیگه در خواب رویایی ندارند، حسنی خواب "چهل گیس" رو می بینه که پیش از این‌ها در خواب اونو دیده و بهش دل بسته و اینک مدتهاست دیگه اونو ندیده. چهل گیس از حسنی برای نجات فرشته خواب از دست دیو کمک می خواد و به اون وعده می ده اگر رویای من رو نگه داری در بیداری هم به من می رسی. حسنی به راه می افته و می‌فهمه کسی که رویاهای مردم رو خوش نمی داشت دیو نبود بلکه شاه شهر بود که گناه رو به گردن دیو می انداخت. جالب این که دیو بیچاره خودش عاشق و دلداده بود و ساز هم می زد!

من این نمایش رو در آخرین روز اجرا دیدم و بدبختانه نمی تونم پیشنهاد کنم که برید ببینید، اما تکه هایی از نمایش در سایت YouTube هست که اگر می‌تونید ببینید:

http://www.youtube.com/watch?v=0n8dTUCgl3Q

برچسبها: ,