حرکت

لبریزم از ندانستنها، امیدوار به فهمیدن‌ها. نمیدانم به کدام سو گام بردارم، بیش از آنچه نمی‌دانم از کجا تا اینجا آمده‌ام. به اطراف نگاه می‌کنم و هیچ نمی‌بینم. دیگرم توان نشستن نیست. ماهی، در آسمان شبم روشن نیست. ماهی دلم را گریزی جز به دریا زدن نیست. به راه می‌افتم و فقط به راه می‌افتم. در میان کوچه‌های خلوت و خیابانهای شلوغ، به هر دیواری نگاه می‌کنم، شاید نشانی. به هر ره‌گذری می‌نگرم، شاید راهنمایی. از هر "راهنمايي" می‌پرسم، شاید چراغی. اما هیچ.

در جستجوی راهنما در میان کسانی هستم که همچون خودم راه صدبار خطا رفته خود را هر روز با غرور و اطمینان و گاهی سرمستی، از نو خطا می‌روند، بدون ذره‌ای شک که این دایره است و چرا هر شب در همان ایستگاه آرمیدن و همان رویا را دیدن که دیشب، یا شاید با ترس از شک که اگر از این دایره قدم پا یا حتی ذهن به بیرون نهیم، پا می‌نهیم در آتش تاوان بی‌فکری و سر‌کشی، در شب معما ها و کوچه های پیچ در پیچ تازه های ناشناخته که خطرناکند از بی‌دانشی،... که این صدبار بدتر. مانند اسیرانی پا در لجن، در بوی نامطبوع بیشه امن خود و شاید زنجیر را بسته با دست خود، که این صدبار بدتر. اسارت تن در زندان دردناک است و اسارت عقاب تیزپر ذهن در قفس، صدبار بدتر. گمراهی و ادعای راهنمایی و گمراهنمایی و این صدبار بدتر. در میان کسانی هستم که راه را صدبار به خطا رفته اند و همان را هم به عنوان راهم به من گوشزد می‌کنند تا هم جمعشان یک نفر جمعتر باشد و شاید از دغدغه آن فریاد از ته چاه وجود که بانگ آزادگی شک برانگیز سر می‌دهد بکاهند که خاموش! همین راه درست است و کسی راه دیگری نمی‌شناسد. در جستجوی راهنما در میان کسانی هستم!
این بیابان از در‌به‌درانش تشنه تر است.

دیدار آینه

از عطر گل ‌یاس نفسی می‌کشم و می‌روم. اکنون شبها می‌گذرد و من نمی‌دانم کجا هستم. جایی همین نزدیکی یا آن دورتر، شاید گم شده یا گمراه تر. هر جا که هست جدا از آدمهاست. خلوت است و سکوتی که غریب اما دلنشین همچون یک آشناست. خلوت است و سکوتی که صدای قدم هایم را هم می‌شکند، و حال سایه ای. سایه ای که مرا نمی‌ترساند. از امید و نگرانی پر می‌شوم. هرچه نزدیکش می‌شوم او نیز نزدیکم می‌شود و هر لحظه پیداتر تا به او می‌رسم. او آینه است ...

"یک گرچه و صد هزار اما دارد
یک ذهن لبالب از معما دارد
من روبرویش نشسته ام، او من نیست
این آینه قصه خودش را دارد" - شاعری که من نمی شناسم

نظر

At 11:39 AM, November 09, 2008, Blogger Miss.Elmira said...

!!!congratulations
...It was absolutely great

 
At 12:37 AM, November 13, 2008, Blogger محمد said...

Thank you :-)

 

نوشتن نظر

< برگ نخست >